اتفاقی که این روزها برای «شرق بهشت» جان اشتاینبک رخ داده، نمونهای قابل توجه از همین رابطه میان ادبیات و تصویر است؛ رمانی که ۷۴ سال پس از نخستین انتشار، همزمان با پخش اقتباس تلویزیونی نتفلیکس، بار دیگر به صدر فهرست پرفروشترین کتابهای آمازون بازگشته است. نسخه صوتی این رمان نیز با صدای ریچارد پو در فهرست آثار پرفروش و پرمخاطب قرار گرفته است.
«شرق بهشت» نخستینبار در سال ۱۹۵۲ منتشر شد؛ رمانی گسترده درباره دو خانواده تراسک و همیلتون که در دره سالیناس کالیفرنیا زندگی میکنند و داستانشان از اواخر قرن نوزدهم تا پایان جنگ جهانی اول امتداد پیدا میکند. اشتاینبک در این اثر، در کنار روایت یک حماسه خانوادگی چندنسلی، سراغ پرسشهایی ماندگار درباره خیر و شر، حسادت، گناه، رابطه والدین و فرزندان و مهمتر از همه امکان انتخاب انسان در برابر میراث خانوادگی میرود. ساختار اصلی رمان نیز به شکل آشکاری از روایت قابیل و هابیل الهام گرفته است.
اما آنچه این روزها بار دیگر «شرق بهشت» را به مرکز توجه آورده، اقتباس جدید نتفلیکس است؛ مجموعهای هفتقسمتی که از اول اکتبر به طور کامل در دسترس مخاطبان قرار گرفته و زوئی کازان، نوه الیا کازان، آن را نوشته و ساخته است. الیا کازان همان کارگردانی است که در سال ۱۹۵۵ نسخه سینمایی مشهور «شرق بهشت» را با بازی جیمز دین ساخت. در اقتباس جدید، فلورنس پیو، کریستوفر ابوت و مایک فایست از بازیگران اصلی هستند.
تفاوت مهم این دو اقتباس فقط در فاصله زمانی هفت دههای آنها نیست. فیلم الیا کازان بیشتر بر بخش پایانی حماسه و شخصیت کالب متمرکز بود، اما سریال جدید تلاش کرده دامنه گستردهتری از رمان را روایت کند و در عین حال «کتی ایمز» را به یکی از محورهای اصلی داستان تبدیل کرده است؛ شخصیتی که در رمان اشتاینبک تصویری پیچیده و بحثبرانگیز دارد و در نسخه جدید نیز با نگاهی متفاوت بازخوانی شده است. شخصیت «لی» نیز در سریال عمق و حضور بیشتری پیدا کرده است.
با این حال، بازگشت «شرق بهشت» به فهرست پرفروشها اتفاق تازهای در تاریخ این رمان نیست. در سال ۲۰۰۳ نیز انتخاب آن برای باشگاه کتاب اپرا وینفری باعث شد کتاب پس از حدود نیم قرن دوباره به صدر فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز برسد و ناشر برای پاسخ به افزایش تقاضا، چاپهای تازهای از آن منتشر کند.
این تکرار یک نکته مهم را درباره نسبت ادبیات و صنعت تصویر نشان میدهد؛ اقتباس لزوماً رقیب کتاب نیست. گاهی یک سریال یا فیلم میتواند نقش ویترین تازهای را برای یک اثر ادبی ایفا کند؛ مخاطبی که ابتدا با یک شخصیت، بازیگر یا قصه تصویری کنجکاو شده، ممکن است در مرحله بعد سراغ منبع اصلی برود و روایت را از ابتدا، این بار با کلمات نویسنده دنبال کند.
شاید راز ماندگاری «شرق بهشت» نیز همین باشد. مسئلهای که اشتاینبک بیش از هفت دهه پیش درباره انتخاب انسان، خیر و شر و رهایی از میراث گذشته مطرح کرد، هنوز برای مخاطب امروز قابل فهم است. به همین دلیل، کتابی که در سال ۱۹۵۲ منتشر شده، میتواند در سال ۲۰۲۶ دوباره به فهرست پرفروشها برگردد؛ نه به این دلیل که گذشته زنده شده، بلکه چون هنوز حرفی برای گفتن دارد.




نظر شما